حسن حسن زاده آملى
39
نهج الولايه (بررسى مستند در شناخت امام زمان "ع") (فارسى)
شئون ذات واجب الوجودى است كه كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ، « 1 » و ديگر اسم اسم است كه لفظ است و مرتبه عاليه اسم قرآنى و عرفانى اوّل است نه دوم ، عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها « 2 » هر چند هر يك از اسم و اسم اسم را به حكم محكم شرع مطهر احكام خاصه است . قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى « 3 » در اين كريمه فله را مرجع نبود پس حكم مىفرمايد كه هو را اسماى حسنى است . آرى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . تمثيلا گوييم : ذات با صفت معينى كه اسم است به مثل چنين است كه امواج دريا تطورات شئون و شكنهاى آب دريايند . هر موجى آب متشأن به شكن و حدى است و اين امواج را استقلال وجودى نيست ؛ اگر چه هيچ يك دريا نيستند ؛ ليك جداى از دريا هم نيستند . ذات آب با شكن خاصى موجى است و اين موج يكى از اسماء است و موجى ديگر اسمى ديگر است . و چون بخواهيم براى اين اسماى شئونى دريا ، الفاظى به اقتضاى خواص آب در اين مظاهر ، و به حسب غلبه وصفى از اوصاف آن وضع كنيم ، اين الفاظ اسماى آن اسماى شئونى هستند كه اسماى اسمايند . اى برون از وهم و قال و قيل من * خاك بر فرق من و تمثيل من چنين صواب مىبينيم كه كلماتى چند از اساطين فن عرفان در تعريف اسم به عنوان زيادت بصيرت نقل كنيم : علامه قاسانى در اصطلاحات فرمود :
--> ( 1 ) رحمن / 31 . ( 2 ) بقره / 33 . ( 3 ) اسراء / 112 .